مرتضى مطهرى

104

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پاورقيهاى اصول فلسفه و خصوصاً در كتاب علل گرايش به ماديگرى مستوفا در اين‌باره بحث كرده‌ايم ، اينجا سخن را بسط نمىدهيم . از نظر فلاسفهء اروپا ارسطو ثنوى بوده است ، زيرا دو اصل را قديم مىدانسته است : خدا ، ماده . از نظر اين فلاسفه چون ارسطو به قدم ماده معتقد بوده است پس ماده را اصلى در مقابل خدا مىدانسته است . اما فلاسفه اسلامى نظر به اينكه براى خودشان اين مسأله حل شده بوده است هرگز ارسطو را به خاطر اعتقاد به ازليت و قدم ماده ثنوى ندانسته‌اند . اما اينكه واقع امر چيست ؟ آيا واقعاً ارسطو منافاتى ميان قدم زمانى و مخلوقيت و معلوليت نمىديده است و فلاسفه جديد ارسطو را درست نفهميده‌اند و يا ارسطو واقعاً ثنوى و بلكه بالاتر از ثنوى بوده است زيرا نه تنها ماده ، بلكه افلاك و اصول عناصر را نيز قديم و غير مخلوق مىدانسته است و خداوند را صرفاً به عنوان « محرك » عالم و « نظم دهنده » عالم مىشناخته است و توجيه حكماى اسلامى يك توجيه خوشبينانه است ، باز هم خدا داناست . از مجموع آنچه گفتيم معلوم شد كه در سؤال ابوريحان آنچه مربوط به كيهان شناسى است حق با ابوريحان است ، بوعلى جواب قانع كننده‌اى نداشته و نداده است و پيشرفت علوم نظر ابوريحان را تأييد كرده است ، و اما آنچه به يك مسأله صد در صد فلسفى و انتزاعى مربوط مىشود ، حق با بوعلى است . ابوريحان در اعتراضيه‌اش به اين پاسخ بوعلى - كه قسمتى از آن اعتراضيه در فهرست نسخه‌هاى مصنفات ابن سينا و ترجمه همه‌اش در لغت نامه دهخدا چاپ شده است - مىگويد : « حاشا كه يحيى را به فريبكارى نسبت توان كرد . شايسته‌ترين افراد به اين لقب ارسطوست كه « كفريّات » خويش را آراسته است . گمان مىكنم اى حكيم كه بر كتاب يحيى و رد او بر برقلس در موضوع ازليت عالم و كتاب ديگرش دربارهء مزخرفات ارسطو و كتاب ديگرش در تفسير كتاب ارسطو وقوف نيافته‌اى . . . » تكيه ابوريحان روى كلمه « كفريّات » مىرساند كه علت اينكه ابوريحان در اين مسأله از اول ناراحتى نشان مىدهد و طرفداران ارسطو را تلويحا به تعصب و اصرار بر باطل متهم مىسازد ، اين است كه اين عقيده ارسطو را بر ضد گرامىترين اصول